- تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 12:26
یعنی نمیدونم چه کنما...اگه قراره تو بخوای منو زیر نظر داشته باشی و من نتونم هیچ کاری کنم زشته رسما.....اصلا چرا اینکارو میکنی
بدون فکر با احساس - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 13:06
میخوام به سوالم بدون فک کردن به هیچ شرایطی جواب بدی.فقط جواب بدی تا حست بام حرف بزنه.سوال اینه: Would you marry me?
آشنای ابدی - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 13:06
تووو یکی از پیام هایی که برام فرستاده بود به من گفت: تو منو چقد میشناسی که بدون حرف زدن با من نتونی...راس میگفت.قدمت آشنایی ما هنوز به شیش ماه هم نرسیده بود.ولی من هر لحظه که به او فکر میکردم انگاز از روزی که هوای این دنیارو خارج از شکم مادرم تنفس کردم میشناختمش. عروس من آیا باید ، سال ها بگذرد تا آ...
امواج صدایش - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 7:02
الکساندر گراهامبل اگر الان بود و میفهمید چقدر برای یک زنگ منتظرم شاید خودش باز دست بکار میشد. شاید این همه دوری این همه عطش برای شنیدن صدایش غیر منطقی باشد اما در چنین شرایطی من غیر منطقی ترین آدم کره ی زمینم. چند ثانیه برام کافیه که آروم بشم. کوتاه ترین چند ثانیه ی عمرم خواهد بود میدونم اما بش نیاز...
بی عنوان - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 23:08
حس خوبی ندارم اصن... هستی و نیستی نیستی و هستی اصن ولش کن میگذرونم یه جورایی... الان تنها دلخوشیم پاییزه...صدای برگای خشک...بارون...و یه فکر که همش توو ذهنمه #انبار_فکر شک نکن که بت شک ندارم فقط یه حس نا آشناییه ...انگار کورم کرم لالم ...نمیدونم چمه...فک نمیکردم رمان دوران نوجوانی این همه درگیرم کنه...
درگیری - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 3:54
گرچه درگیرم ولی بیشتر درگیر رفتنای یهوییم که با کلی علامت سوال فقط به جواب میرسی... موندم که حالا که خود فصل زرده اون کجاست بم گفت بنویس میخونم اگه واقعا اینطوره چرا هیچ پیامی نمیرسونه کفترای خوش ذوق آسمون گرفته.درگیرم بیشتر از همه با کفترایی که دیگه عین قبل خبر نمیرسونن...حتما کفترا مشکل دارن دوس د...
دوم شخص جمع... - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 8:57
گاهی وقتا یا باید باشی یا بودنت بایدی نداره ولی هستی... گاهی وقتا نباید باشی ولی هستی... گاهیی تنهایی هستی گاهی تصمیم میگیری که تنهایی نباشی... گاهی دوس داری ضمایرت همشون جمع باشن...مثلا دوم شخص جمع #ما ما بودن بدون من بودن چقد معنا داره نمیدونم اما #ما بودن معمولا در طی زمان معنای خودشو از دست میده...
دل تنگی(آهنربا) - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 8:57
مگه میشه آدم هم نشناسه هم بشناسه هم دلش بخواد هم نتونه بگه که دلش میخواد... آره میشه...همین الانش شده...دلتنگم برا صحبتای کوتاه ... نمیدونم که چرا اینجوری شد ولی شد.یه بیت هست که به ذهنم اومد الان که میگه: دلم را آهنی کردم مبادا عاشقت گردد/ندانستم توی ظالم دلی #آهنربا داری

برچسب‌های مرتبط

بی عنوان | بی عنوان همزاد | بی عنوان از همزاد | بی عنوان دختر بندری | وبلاگ بی عنوان | عنوان بي تك | عنوان بي تك المعادي | عنوان بي تك بالاسكندريه | عنوان بي تك عباس العقاد | عنوان بي تك حلوان